ابراهيم عاملي ( موثق )
298
تفسير عاملي ( فارسي )
نيست ، و آفرينش آدمى از گل سفالين بود كه او را بنفخه ى حقّ ز ديگر جانداران جدا و برتر كردند و نخستين برتريش قدرت بود كه نردبان بالا رفتن بدرجات و برتريهاى آدمى است و همان نفخه ى الهيّه است كه او را شايسته ى وصول بما فوق زمان و مكان مىكند با اينكه نيازمند لوازم خاكى است از خوردن و نوشيدن و مانند آن و يك هم - آهنگى ميان عناصر خاكى سفلى و نورى علوى كه آدمى از اين دو سرشته شده است ، كمال بشريت است كه ويژه ى آدميان است و از اين رو است كه نتواند از عنصر خاكى خود جدا شود تا فرشته گردد و نه نسيم ربانى خود را از دست دهد تا بشمارد دان درآيد و همين است كه پيغمبر رهبانيّت را در اسلام منع فرمود . « فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ » 30 طنطاوى : روى سخن با ملائكه ، و جنّ است و اوّل بملائكه ى مأمور تدبير كارهاى زمين گفته شده است : اين ابر و باد و باران و زمين و گياه و حيوان كسى لازم دارد كه در آن تصرف كند و منظَّم نمايد و بهره برد و چون چنين موجودى آفريدم همگى به دو سجده كنيد و تمام بهره هاى زمينى را به اختيار او بگذاريد ، آنها فرمان بردند كه انواع گياه و آب و حيوان و هوا را به اختيار انسان گذاردهاند تا از آنها استفاده كند و ملائكه دست اندر كار تدبير هستند كه هر يك از اين وسائل حيات بشرى را در موقع خود درست كنند و كامل كنند ، و عوض كنند و تغيير دهند ، پس چون ملائكه متصدّى نظم شرائط و وسائل زندگى ما هستند حيوان و دگر موجودات زير فرمان ما هستند ، پس سجود ملائكه همين است و هميشه باقى است . تبيان : مفسّرين گفتهاند : سجده ى ملائكه بآدم براى احترام او بود به نيّت عبادت و فرمانبردارى حقّ ولى بعضى گفتهاند : اين سجده مانند سجده ى بسوى قبله بوده است كه آدم جهت و جانب عبادت بوده است و بس . روح البيان : اين سجده براى تعظيم آن نور بود كه در آدم نهاده و منطبع شده و او آئينه و وسيله ى نمايش آن نور بود كه نور محمّدى و حقيقت احمدى بود . حافظ گفته است :